تبليغاتX
این کلمات نشت ذهن من است
روزنوشت های امید میرزایی



1.

یاد تو

هر بار که می افتم

درد می گیرد


2.

من جز تو

چه کسی را دارم

که مهربانم باشد

و تو جز من

که نامهربانش باشی


3.

همیشه

زخمی بر می گردند

پاهای من

از کوچه ی تو


4.

وقتی تو نیستی

تمام شعر ها یک کلمه

تمام قصه ها یک کلمه

و تمام حرف ها یک کلمه اند

اینجا بر صفحه کاغذ

وقتی تو نیستی

گریه کلمه ایست

که می شود بارها از روی آن نوشت


5.

ماهی دل زده از دریا

ایستاده در کنار ساحل

تنها,

و بی خبر از صیادان بندر

که تورهای خود را فروخته اند


6.

شبیه پرنده ای

که نمی تواند پرواز کند

پرنده نیستم اما

دلم می خواهد پرواز کنم


7.

تنها آسمان می داند

که شاعر

پشت پنجره می رود

اما

پشت پنجره

نمی ماند